واي…. از اين همه تاخير معذرت مي خوام.يه مشكل فني براي وبلاگ پيش اومده بود.
حالا دوباره من پيش شما هستم.
از نظر كاري موقعيت ام تغيير كرده.ضمن آنكه هنوز پايان نامه ام رو ندادم .
خيلي حرف دارم كه به مرور مي نويسم.
سال 1387 هم شروع شد.
سال موش.
خیلی وقته که وبلاگ ننوشتم.یه کم تنبل شدم اما امیدوارم امسال تنبلی دوام نداشته باشه.
امروز هم که 13 به در بود.از شنبه هم کار و تلاش.
سال خوبی داشته باشین.
من که امضا نکرده بودم!
تو وبلاگ جواد دیدم که اسم من چند وقت پیش در حمایت از ژیل کارول، یک روزنامه نگار اسیر در عراق آمده است.
ضمن آنکه من از حقوق صنفی تمام همکارانم دفاع می کنم باید بگم که نه این خانم رو می شناسم و نه اینکه در سه سال گذشته بیانیه ای امضا کردم و قصد ندارم بیانیه های دیگه ای رو هم در آینده امضا کنم.
این رسم بدی شده که هرکس جای چند نفر دیگر هر بیانیه ای رو که به دستش می رسه امضا می کنه بدون اینکه طرفی که اسمش پای بیانیه اومده حتی روحش خبردار باشه.
این جور بیانیه امضا کردن ها نه تنها برای کسانی که آن را امضا می کنند ممکن است عواقب داشته باشه بلکه مهمتر از اون اهمیت و جایگاه بیانیه ها را پایین می یاره.
امیدوارم این رویه اصلاح بشه.
دم بچه ها گرم
اول از همه اینکه سپندارمز همگی مبارک.
اونایی که ولنتاین وارداتی رو تبریک گفتن باید یاد بگیرن که ما خودمون یه همچین روزی داریم که اسمش سپندازمزگان است.
بعدش هم اینکه بچه ها دیروز گل کاشتند.
28 بهمن در یک اقدام هماهنگ روزنامه ها اعتماد ملی،اعتماد،تهران امروز،کارگزاران و سرمایه و میراث خبر مطالبی درباره عزل و نصب های سازمان میراث فرهنگی نوشتند که واقعا عالی بود.
مقالات هر روز یک جابجایی در روزنامه اعتماد، هر 42 ساعت يك انتصاب تازه در روزنامه تهران امروز ،860 انتصاب در 27 ماه در روزنامه کارگزاران و 334 پست جديد و 480 انتصاب در دو سال در روزنامه سرمایه
خلاصه اینکه دم بچه ها گرم.
شنیدم که سازمانی ها بویژه بقایی (قائم مقام) و موسوی (مدیر روابط عمومی) کلی شاکی شدن تاجایی که شکایت کردن.
چرا شهریار؟
من نمی دونم چرا چند وقته که عزم جدی وجود داره که تاریخ رو یه جور دیگه جلوه بده.مردم ما هم از آنجایی که اهل مطالعه نیستند و به دیدن کفایت می کنن هرچی صدا و سیما بگه باور میکنن.
برای مثال به ساخت سریال بسیار زیبای «شهریار» اشاره می کنم که الحق و الانصاف عالی ساخته شده.
شهریار در مقابل خیلی از شاعران دیگر واقعا انگشت کوچک هم نیست.حالا تو این سریال دارن همه رو بد نشون می دن جز شهریار رو.بهار،ایرج میرزا،امیری فیروزکوهی ،میرزاده عشقی و همه بدن.هرچند که منکر شاعر بودن شهریار و داشتن برخی شعرهای خوب اونمی شم.
از خیلی ها شنیده ام که شهریار تا قبل از انقلاب برای خیلی از خواننده ها شعر می گفته .
روز شعر هم که به نام شهریار نامگذاری شده فقط به خاطر اونه که نماینده مجلسی که اینو پیشنهاد کرد ترک بود.علی اصغر شعر دوست رو می گم.
اصلا چرا تخلص خودش رو گذاشته شهریار؟
واقعا اگه می خواستن فیلمی درباره شاعری بسازن بهتر بود درباره همین بهار،پروین اعتصامی یا نیما یوشیج که پدر شعر نوی ایران است ،اخوان ثالث ،فریدون مشیری و یا حتی سهراب سپهری که خیلی از جوانها دوستش دارند می ساختند.
رفتن به قبرستان ابن بابویه سخت نییست.باید رفت شهر ری. از آنجا از هرکسی بپرسید راهنمایی می کند.
اعدام در ملع عام ممنوع شد
چه عجب که یک دفعه هم یه خبر امیدوارکننده شنیدیم.
اعدام در ملاعام ممنوع شد.
چی بود مثل عصر حجر آدمها رو جلوی چشم زن و بچه مردم به دار مجازات می آویختند!
خدا رو شکر
تقصیر تلویزیونه
این قدر که تلویزیون فیلمهای پلیسی داخلی و خارجی نشون می ده ،آدم فکر می کنه که واقعا پلیس امین و حافظ جون آدمهاست ولی خدای نکرده اگه یه روزاز نزدیک با اونا مواجه شین متوجه می شین که پلیس واقعی ایران زمین تا آسمون با اون چیزی که شما از یه پلیس انتظار دارین فرق می کنه،شاهد این ادعا هم قضیه ای است که براتون تعریف می کنم:
یک سال و نیمه که خونه بغلی ما رو دارن می سازن.نخاله های ساختمانی اون تمام حیاط خلوت ما رو پر کرده و عملا حیاط خلوت رو بلااستفاده کرده.خلاصه چندین وچند بار به جاهای مختلف شهرداری شکایت کردیم ولی از اوجا که شهرداری چی ها یه مشت آدمای باج گیر و تنبل هستند هیچ اقدامی صورت نگرفت مخصوصا شهرداری منطقه 13 که نورعلی نورن.
خلاصه.امروز که بابام رفت دم در دید که یه کاغذ نوارچسب زده شده به در خونمون چسبیده.وقتی بازش کردیم دیدیم که متن نامه اینطور بود:
«من پدر تو و خانواده ات رو در میارم.حسن رجبعلی بنا»
من گفتم بریم به کلانتری بگیم اونا درجریان باشن.خلاصه وقتی رفتیم کلانتری و نامه رو نشون دادیم.افسر کلانتر گفت:خانم شما باید برین دادسرا اونجا شکایت کنین بعد ما رسیدگی می کنیم.
گفتم:ای بابا ما اگه شکایت کنیم که بدتر یارو جریح می شه.
بی خیال شدیم و برگشتیم خونه.
با خودم داشتم می گفتم تو این فیلمها یکی رو تلفنی هم تهدید میکنن پلیس ها همگی پیگیر می شن حالا اینجا مدرک نشونشون می دی می گن برو عمو کشکتو بساب.
برای همینه که قتلهای زنجیره ای تو ایرتن زیاده یا این همه آدم کشته شدن بدون اینکه قاتلشون پیدا شه.
قاتلهای ایرانی اگه یه ذره هوش وذکاوت داشته باشن هیچ وقت گیر نمی افتن.سیستم ردیابی قتل تو ایران حسی است نه بر اساس مدرک و دلیل و فسفر سوزوندن.نه اثر انگشتی وجود داره نه کارآگاه زبل.
به جای اینکه پلیس حامی جون آدمها باشه فقط منتظره ببینه کدوم دختر موهاش بیرونه کدومیکی مانتوش کوتاه.
اگه پلیس بود که میفهمید قاتل توریست فرانسوی که تو اصفهان به ضرب گلوله کشته شد،کجاست.
قاتلانی که از خانواده یکی از اراذل و اوباش اصفهان هستند که طرف دستگیر شده و تو زندانه.
برف زندگی ایرانیان را تعطیل کرد
برف و سرما زندگی ایرانیان را در 10 روز گذشته فلج کرده.
نصف شهرها گاز شهری برای گرما ندارند،جاده ها بسته شد و خیلی ها تو جاده گیر کردن تا جایی که هلال احمر برای امدادرسانی به در راه ماندگان دست به کار شد،اتوبوسهایی که با گاز CNG کار می کنند دیگه تو خیابانها دیده نمی شن،پخت نان نانوایی ها کم شده و …
این نشون می ده که کشور برای کوچکترین عاملی که تعادل نسبی رو به هم بزنه،آمادگی نداره.
تصور کنین اگه یه روزی خدای نکرده جنگ بشه و یا حتی تهران زلزله بیاد وضعیت چطور می شه.
***
قابل توجه دوستانی که خبر ندارند:
مدتی است رفته ام یک هفته نامه با موضوع میراث فرهنگی و گردشگری که اسمش «آساره» است.
رفتم هفته نامه تا از استرس روزنامه دور باشم.
دیگه کشش ندارم.راستش خیلی ها می گن اسمت یواش یواش از مطبوعات پاک می شه ولی ترجیح می دهم مدتی کمی با استرس روزنامه ها فاصله بگیرم.
مهران قاسمی رفت
تو این چند روز تعطیلی پاک از دنیای خبر بی خبر بودم.
امروز که سراغ نت اومدم با یه خبر دردناک دیگه که بیشتر از خبرهای مشابه ناراحتم کرد،مواجه شدم.
خبر درگذشت مهران قاسمی،همکاری که بارها و بارها اسمش را شنیده بودم اما هیچ وقت ندیده بودمش.
خیلی خیلی ناراحت شدم و امیدوارم خدا به دوستان و خانواده اش صبر دهد.
اون از دوستانی که در سی 130 از دست دادیم و این هم از مهران قاسمی.
**
Search
- April 2008
- March 2008
- February 2008
- January 2008
- December 2007
- November 2007
- October 2007
- September 2007
- August 2007
- July 2007
- June 2007
- May 2007
- April 2007
- March 2007
- February 2007
- January 2007
- December 2006
- November 2006
- October 2006
- September 2006
- August 2006
- July 2006
- June 2006
- May 2006
- April 2006
- March 2006
- February 2006
- January 2006
- December 2005
- November 2005
- October 2005
- September 2005
- جوكسرا
بدو بيا جوكارو بخون - نهال
- پاتوق
- همشهري كاوه
- مشقهاي من
- وجود
- نعمت احمدي
- winston
- رينوس
- گليمچه
- فائزه
- دجاوو
- ساجده
- زر
- آخرین صاعقه
- پنج شنبه های دلتنگی
- هانیه
- هیاهو
- دست باف
- کافه تیتر
- شراره
- شهر بی قصه
- لاله محمودی
- عین خارج
- احسان رضایی
- محمدحسین نبی
- چيز
- کوتاه
- سميه توحيدلو
- اميد سرخي
- امید سرخی
- نرگس فاضلي
- كامبيز بابايي
- نگار
- آدم
- مهجاد
- سعيد نوايي
- عليرضا بهنام
- آرش صالحي
- سهام بورقاني
- ريحانه طباطبايي
- پناه فرهاد بهمن
- نفيسه زارع كهن
- سجاد صاحبان زند
- آرمان اسلامبولچي
- مهدي نورعليشاهي
- مریم ذوالفقار
- جواد منتظری
- احسان عابدی
- احسانه حاجی اسماعیلی
- رضا غبيشاوی
- احسان بيگی
- کیوان مهرگان
- فاطمه ملکی
- مرتضي ناعمه
- رسول بهشتی
- حميدرضا همايوني
- فرهمند علی پور
- فریبا پژوه
- محمد فخار
- مسعود کاشانی
- بهروز شجاعی
- سعيد شمس
- ليلا جودي
- مهران بهروز فغانی
- ثمانه اكوان
- جعفر تکبیری
- محسن بيدي
- عطا افشاري
- حسين وحداني
- كوروش ضيابري
- الهام
- آزاده سهرابي
- اكبر منتجبي
- ايمان باي سلامي
- فواد خاك نژاد
- جواد صبوحي
- جواد حيدريان
- مطهره شفيعي
- احسان مهرابی
- مریم حسین خواه
- حمید حمیدیان
- علی اصغر شفیعیان
- احمد نجفی
- عليرضا بندری
- فیض الله پیری
- مجید توکلی
- مرتضا توکلی
- فرزانه سیدسعیدی
- ساسان آقایی
- آمنه شیرافکن
- آرش غفوری
- علی پیرحسین لو
- هدیه ترقی
- حامد شفیعی
- مریم شبانی
- مرجان توحیدی
- شبنم رحمتي
- افشين اميرشاهي
- پرستو دوكوهكي
- محسن فرجي
- علی مومنلو
- مهدي افروزمنش
- مسعود مير
- كاوه مشكات
- نگين شيرآقايي
- مجيد اعزازي
- علی خردپیر
- ریحانه مظاهری
- هوشنگ صدفی
